نگذاريد اين انقلاب به دست نامحرمان بيافتد. امام خميني (ره)
جناب آقاي موسوي رييس جمهمور منتخب مردم ايران؛ سلام
شما را رييس جمهور منتخب ملت ايران مي نامم، چرا كه هم خود و هم تمام ملت ايران و جهانيان مي دانند كه حضور اكثريتي اين ملت در انتخابات دهم، نه براي راي دادن به محمود ا.ن كه براي انتخاب شما، براي تكيه بر كرسي رياست جمهوري و نجات ايران گرفتار در مشكلات بيشمار داخلي و خارجي بود. اگر قرار بود كه باز هم محمود ا.ن در جاي و بر كار خود باقي بماند، ديگر نيازي به اين تعداد آرا نبود و همان طرفداران قليل ديكتاتوري و سركوب و ارعاب براي انتخاب مجدد او كافي بودند.
آقاي موسوي، بگذاريد بي پرده آنچه در ذهن ام مي گذرد را براي شما و تمام مردم ايران بنويسم.
انتخابات اخير رياست جمهوري كه آن را به هر طريقي دولت ايران پشت سر گذارد، نقطه بزنگاه تاريخي در لحظه اي بود كه حكومت، به شدت دچار ضعف و تهديد از جانب دنيا قرار داشت. دراين دوره 4 ساله گذشته، مسايلي همچون جريان هسته اي ايران و تحريم هاي بين امللي عليه كشور، آمريكايي ستيزي ايران در منطقه و دست در دست دشمنان آمريكا داشتن، انكار هولوكاست و افسانه خواندن آن، وضعيت ايران را در دنيا به شدت با خطر روبرو كرده است. از جانب ديگر تمام فعالين حقوق بشر همچون روزنامه نگاران بدون مرز، انجمن وكلاي بدون مرز و ديگر افراد مستقل مدافع حقوق بشر، از وضعيت بسيار اسفناك ديكتاتوري و سركوب در ايران، در تمام دنيا فرياد زده و مي زنند. از وضعيت زندان هاي سياسي در ايران، از وضعيت اعدام هاي وحشيانه در ايران، از وضعيت زنان و كودكان در ايران و اجحاف و ظلمي كه در حق آنان مي شود، از وضعيت دانشگاه ها در ايران و امنيتي كردن محيط هاي دانشگاهي و پژوهشي سراسر كشور.
حال با تمام اين اوصاف براي اقتدارگرايان بر راس كار تنها دو راه باقي مانده بود: يا اندكي از تفكرات و انديشه هاي ديكتاتور مابانه و از فضاي به شدت بسته كشور كاسته و اجازه بروز بيان انديشه هاي مخالف را بدهند و از اين طريق هم بقاي حكومت را ضمانت كنند و هم كشور را در مسير تعالي و رشد و پيشرفت قرار دهند. و يا همچنان با سركوب منتقدين و بستن تمام راه هاي رسيدن به دموكراسي واقعي بر قدرت خود افزوده و كشور را به قهقراي استبداد و خودكامگي بكشانند. كه البته با شناحتي كه از روحيه اين گروه قليل و اندك داريم، آنان راه اشتباه دوم را برگزيدند. آنان هرگز به فكر اين كشور و اين ملت نبوده و تنها به قدرت خود و اطرافيان كوته بين خود مي انديشند. آنان با عملكرد 4 سال گذشته خود نشان داده اند كه هرگز به سمت صلاح كشور و مملكت خود نرفته و تنها با ايجاد اغتشاش ذهني در سطح جهان در انديشه ماهي گرفتن از اين آب گل آلود هستند. آري آنان راه دوم را انتخاب كردند و براي اين كار با دروغ و تهمت هاي بي شرمانه تمام موانع برسر راه خود را يكي يكي كنار زدند. براي اثبات اين موضوع هم تنها راه باقي مانده دهمين انتخابات رياست جمهوري گزينه اي بسيار مناسب بود. در واقع آنان با راه انداختن مناظره هاي تلويزيوني و تبليغات گسترده براي شركت اكثريت مردم واجد شرايط راي دادن به صحنه انتخابات تنها به يك چيز مي انديشيدند. آنان با عوامفريبي و توهين هاي مستقيم به جنابعالي و ديگر كانديداهاي رياست جمهوري در فكر هيزم انداختن به تنور انتخابات بودند تا مشروعيت نظام را به رخ تمام جهانيان بكشانند. من نمي خواهم در اينجا از مشروعيت نظام جمهوري اسلامي صحبت كنم، اما خودتان به خوبي مي دانيد ملت ايران نسبت به عملكرد دولت و به تبع آن نظام در چند سال اخير به شدت ناراضي بوده و تمام ملت ايران متفق القول از اين وضعيت نابسامان داخلي و خارجي شكايت داشته و دارند. اما متاسفانه به علت سركوب ها و خشونت هاي قهرآميز نسبت به منتقدين اين عملكردها، صدايي نه از مردم و نه از روشنفكران و فعالين سياسي و اجتماعي در نمي آمد. كوتاه كنم تنها راه اثبات عملكرد صحيح دولت و به ويژه رهبري و نظام جمهوري اسلامي، حضور حداكثري مردم در انتخابات بود، گزينه اي كه بسيار سازماندهي شده و برنامه ريزي شده منجر به حضور شما نيز، پس از حدود 20 سال سكوت تلخ و جدايي از سياست گرديد.
و اما آمدن شما به صحنه انتخابات. بي پرده بگويم دو گزينه ممكن است شما را به صحنه آورده باشد. يك گزينه به عنوان بازي گردان همين وقايع اخير و گزينه ديگر به عنوان فريفته و بازي داده شده در جريان اخير.
در حالت اول يعني خود شما به عنوان فردي از درون نظام و براي كمك به بقاي نظام و در راستاي اهداف و اصول نظام وارد اين صحنه شده تا با راه انداختن موجي از حمايت مردم چه در داخل و چه در خارج از كشور تلاش در بالا بردن تعداد راي دهندگان به انتخابات دهم بنماييد. بي شك براي اين منظور شما با راه انداختن موج سبز و پرچم سبز رنگ در ميان جوانان و دانشجويان باعث شديد تا اين موج فراگير شده و بين اقشار مختلف مردم از كارمند و كارگر و تجار و كسبه و كشاورز و شهري و روستايي جريان يابد. شما با استفاده از حمايت مرد بزرگي همچون خاتمي توانستيد اين موج سبز را جاري و ساري كرده و با شعارهاي اصلاحات و تغيير وضع موجود و تغيير نگرش به وضع معيشتي و اقتصادي مردم و باز كردن فضاي اختناق و سركوب، تعداد بيشماري از ملت را حامي خود كرده تا در پشت سر شما در روز 22 خرداد به صندوق هاي راي هجوم آورده و براي نبود ديكتاتوري به شخص شما راي بدهند. حتي مردمي كه سالهاي سال در هيچ يك از انتخابات اين دولت شركت نكرده بودند و به طور كل با روند دور از منطق برگزاري انتخابات در ايران مخالف بوده اند، نيز در اين دوره براي حمايت از شما و نجات ايران به ميدان آمده و راي دادند. اين موج مستثني از ايرانيان خارج از كشور نيز نبود. آنان نيز با اطلاعات دقيقتر و كاملتري كه بدون سانسور در بيرون از كشور، موقعيت خطير ايران در جهان و منطقه را ديده اند، براي رهايي از وضعيت موجود، اعلام حمايت از شما كرده و به شما راي دادند. كه در اين صورت نظام به دو هدف زيركانه خود نايل گرديده است: هم حضور حداكثري مردم در پاي صندوق هاي راي و نمايش آن به جهانيان، همانطور كه خود شاهديد، براي اثبات اقتدار و مشروعيت مردمي آن و هم تباني و سازش تمام سران كشور براي ادامه فعاليت ها و انديشه هاي ناراست و ناثواب محمود ا.ن در خصوص سياست داخلي و خارجي، كه بي شك چيزي جز فلاكت و بدبختي بيشتر براي مردم و سرشاخ شدن از موضع احمقانه قدرت با تمام كشورهاي دنيا نخواهد داشت، كه البته اين همه در نهايت به سمت ديكتاتوري مطلق خواهد رفت.
اما حالت دوم، كه به گمان من اين حالت با شناخت شما و انديشه هاي شما و صداقت و متانتي كه در شخصيت شما سراغ مي توان گرفت، درست تر و به ثواب تر است. اينكه شما نيز فريب اين بازي كثيف سياسي را خورديد. اينكه شما واقعا با نيت نجات و رهايي ايران از وضعيت دهشتناك موجود پا به صحنه گذاشته و پس از اين سكوت طولاني و كار فرهنگي، قصد داريد نقشي تعيين كننده در سرنوشت اين ملت استبداد زده بر عهده بگيريد. اينكه شما هم از اين تقلب و دگرگوني آرا بي اطلاع بوده و چه بسا كه هشدارهايي نيز داده بوديد. اينكه شما و حتي تمام دوستان اصلاح طلب شما در لحظه حساس غافلگير شده و در نهايت با تهديد اقتدارگرايان تن به اين بازي ذلت بار داده ايد. با حسن نيت بسيار زياد دلم مي خواهد تا اين حالت دوم رخ داده باشد، اما ماجرا هر كدام از اين دو روند باشد، اينك تنها شخص جنابعالي مي توانيد آن را ثابت كرده و از صداقت و پاكدامني خود دفاع نماييد.
آقاي موسوي با التماس و خواهش مي گويم براي نجات از وضعيت موجود تنها تصميم گيري هاي هوشيارانه شما كمك حال اين موج سبز طرفداران شما و راي دهندگان به شما خواهد بود. آقاي موسوي به عنوان يك ايراني كه به شما راي داده ام، درخواست و خواهش مي كنم، از آراي مردمي كه به شما اطمينان كرده و شما را با صداقت گفتار و كردارتان انتخاب كرده اند، حفاظت نمايد. اين ملت در برهه هاي مختلف تاريخي، خيانت هاي بسيار ديده اند، اما فراموش نكنيد زماني حامي شما امام خميني بودند كه در لحظات حساس تاريخي با شجاعت مثال زدني به حمايت مردم پرداختند در حاليكه بسياري از هم كيشان او سكوت اختيار كرده و يا تن به ذلت داده اند. آقاي موسوي در ابتداي نامه ام جمله اي از امام را آورده ام، حالا باز هم عاجزانه مي خواهم يكبار ديگر به بيان عميق امام توجه كنيد: نگذاريد اين انقلاب به دست نامحرمان بيافتد. آفاي موسوي به خوبي مي دانم كه هم اينك در زير چه تهديدها و فشارهايي قرار داريد، اما مگر نه اينكه در 15 خرداد 1342 امام در فشارها و تهديدهايي بدتر و جانفرساتر قرار داشته و همچنان شجاعانه از ملت ايران دفاع كردند. آقاي موسوي به خوبي مي دانيد، اما من بارديگر تاكيد مي كنم، اين مردم براي نجات از استبداد و ديكتاتوري سال هاي سال است كه هزينه مي دهند، زماني خون خود را، زماني مال و ناموس خود را و زماني راي خود را. اين روند امروز هم ادامه دارد و دانشجويان و روشنفكران جامعه كه افرادي آنها را بزغاله خطاب مي كنند، در صحنه حضور داشته، دارند و خواهند داشت؛ اگر شما آنها را به حال خود رها نكنيد و تن به سازش با اقتدارگرايان ندهيد.
به اميد پيروزي سبز
جناب آقاي موسوي رييس جمهمور منتخب مردم ايران؛ سلام
شما را رييس جمهور منتخب ملت ايران مي نامم، چرا كه هم خود و هم تمام ملت ايران و جهانيان مي دانند كه حضور اكثريتي اين ملت در انتخابات دهم، نه براي راي دادن به محمود ا.ن كه براي انتخاب شما، براي تكيه بر كرسي رياست جمهوري و نجات ايران گرفتار در مشكلات بيشمار داخلي و خارجي بود. اگر قرار بود كه باز هم محمود ا.ن در جاي و بر كار خود باقي بماند، ديگر نيازي به اين تعداد آرا نبود و همان طرفداران قليل ديكتاتوري و سركوب و ارعاب براي انتخاب مجدد او كافي بودند.
آقاي موسوي، بگذاريد بي پرده آنچه در ذهن ام مي گذرد را براي شما و تمام مردم ايران بنويسم.
انتخابات اخير رياست جمهوري كه آن را به هر طريقي دولت ايران پشت سر گذارد، نقطه بزنگاه تاريخي در لحظه اي بود كه حكومت، به شدت دچار ضعف و تهديد از جانب دنيا قرار داشت. دراين دوره 4 ساله گذشته، مسايلي همچون جريان هسته اي ايران و تحريم هاي بين امللي عليه كشور، آمريكايي ستيزي ايران در منطقه و دست در دست دشمنان آمريكا داشتن، انكار هولوكاست و افسانه خواندن آن، وضعيت ايران را در دنيا به شدت با خطر روبرو كرده است. از جانب ديگر تمام فعالين حقوق بشر همچون روزنامه نگاران بدون مرز، انجمن وكلاي بدون مرز و ديگر افراد مستقل مدافع حقوق بشر، از وضعيت بسيار اسفناك ديكتاتوري و سركوب در ايران، در تمام دنيا فرياد زده و مي زنند. از وضعيت زندان هاي سياسي در ايران، از وضعيت اعدام هاي وحشيانه در ايران، از وضعيت زنان و كودكان در ايران و اجحاف و ظلمي كه در حق آنان مي شود، از وضعيت دانشگاه ها در ايران و امنيتي كردن محيط هاي دانشگاهي و پژوهشي سراسر كشور.
حال با تمام اين اوصاف براي اقتدارگرايان بر راس كار تنها دو راه باقي مانده بود: يا اندكي از تفكرات و انديشه هاي ديكتاتور مابانه و از فضاي به شدت بسته كشور كاسته و اجازه بروز بيان انديشه هاي مخالف را بدهند و از اين طريق هم بقاي حكومت را ضمانت كنند و هم كشور را در مسير تعالي و رشد و پيشرفت قرار دهند. و يا همچنان با سركوب منتقدين و بستن تمام راه هاي رسيدن به دموكراسي واقعي بر قدرت خود افزوده و كشور را به قهقراي استبداد و خودكامگي بكشانند. كه البته با شناحتي كه از روحيه اين گروه قليل و اندك داريم، آنان راه اشتباه دوم را برگزيدند. آنان هرگز به فكر اين كشور و اين ملت نبوده و تنها به قدرت خود و اطرافيان كوته بين خود مي انديشند. آنان با عملكرد 4 سال گذشته خود نشان داده اند كه هرگز به سمت صلاح كشور و مملكت خود نرفته و تنها با ايجاد اغتشاش ذهني در سطح جهان در انديشه ماهي گرفتن از اين آب گل آلود هستند. آري آنان راه دوم را انتخاب كردند و براي اين كار با دروغ و تهمت هاي بي شرمانه تمام موانع برسر راه خود را يكي يكي كنار زدند. براي اثبات اين موضوع هم تنها راه باقي مانده دهمين انتخابات رياست جمهوري گزينه اي بسيار مناسب بود. در واقع آنان با راه انداختن مناظره هاي تلويزيوني و تبليغات گسترده براي شركت اكثريت مردم واجد شرايط راي دادن به صحنه انتخابات تنها به يك چيز مي انديشيدند. آنان با عوامفريبي و توهين هاي مستقيم به جنابعالي و ديگر كانديداهاي رياست جمهوري در فكر هيزم انداختن به تنور انتخابات بودند تا مشروعيت نظام را به رخ تمام جهانيان بكشانند. من نمي خواهم در اينجا از مشروعيت نظام جمهوري اسلامي صحبت كنم، اما خودتان به خوبي مي دانيد ملت ايران نسبت به عملكرد دولت و به تبع آن نظام در چند سال اخير به شدت ناراضي بوده و تمام ملت ايران متفق القول از اين وضعيت نابسامان داخلي و خارجي شكايت داشته و دارند. اما متاسفانه به علت سركوب ها و خشونت هاي قهرآميز نسبت به منتقدين اين عملكردها، صدايي نه از مردم و نه از روشنفكران و فعالين سياسي و اجتماعي در نمي آمد. كوتاه كنم تنها راه اثبات عملكرد صحيح دولت و به ويژه رهبري و نظام جمهوري اسلامي، حضور حداكثري مردم در انتخابات بود، گزينه اي كه بسيار سازماندهي شده و برنامه ريزي شده منجر به حضور شما نيز، پس از حدود 20 سال سكوت تلخ و جدايي از سياست گرديد.
و اما آمدن شما به صحنه انتخابات. بي پرده بگويم دو گزينه ممكن است شما را به صحنه آورده باشد. يك گزينه به عنوان بازي گردان همين وقايع اخير و گزينه ديگر به عنوان فريفته و بازي داده شده در جريان اخير.
در حالت اول يعني خود شما به عنوان فردي از درون نظام و براي كمك به بقاي نظام و در راستاي اهداف و اصول نظام وارد اين صحنه شده تا با راه انداختن موجي از حمايت مردم چه در داخل و چه در خارج از كشور تلاش در بالا بردن تعداد راي دهندگان به انتخابات دهم بنماييد. بي شك براي اين منظور شما با راه انداختن موج سبز و پرچم سبز رنگ در ميان جوانان و دانشجويان باعث شديد تا اين موج فراگير شده و بين اقشار مختلف مردم از كارمند و كارگر و تجار و كسبه و كشاورز و شهري و روستايي جريان يابد. شما با استفاده از حمايت مرد بزرگي همچون خاتمي توانستيد اين موج سبز را جاري و ساري كرده و با شعارهاي اصلاحات و تغيير وضع موجود و تغيير نگرش به وضع معيشتي و اقتصادي مردم و باز كردن فضاي اختناق و سركوب، تعداد بيشماري از ملت را حامي خود كرده تا در پشت سر شما در روز 22 خرداد به صندوق هاي راي هجوم آورده و براي نبود ديكتاتوري به شخص شما راي بدهند. حتي مردمي كه سالهاي سال در هيچ يك از انتخابات اين دولت شركت نكرده بودند و به طور كل با روند دور از منطق برگزاري انتخابات در ايران مخالف بوده اند، نيز در اين دوره براي حمايت از شما و نجات ايران به ميدان آمده و راي دادند. اين موج مستثني از ايرانيان خارج از كشور نيز نبود. آنان نيز با اطلاعات دقيقتر و كاملتري كه بدون سانسور در بيرون از كشور، موقعيت خطير ايران در جهان و منطقه را ديده اند، براي رهايي از وضعيت موجود، اعلام حمايت از شما كرده و به شما راي دادند. كه در اين صورت نظام به دو هدف زيركانه خود نايل گرديده است: هم حضور حداكثري مردم در پاي صندوق هاي راي و نمايش آن به جهانيان، همانطور كه خود شاهديد، براي اثبات اقتدار و مشروعيت مردمي آن و هم تباني و سازش تمام سران كشور براي ادامه فعاليت ها و انديشه هاي ناراست و ناثواب محمود ا.ن در خصوص سياست داخلي و خارجي، كه بي شك چيزي جز فلاكت و بدبختي بيشتر براي مردم و سرشاخ شدن از موضع احمقانه قدرت با تمام كشورهاي دنيا نخواهد داشت، كه البته اين همه در نهايت به سمت ديكتاتوري مطلق خواهد رفت.
اما حالت دوم، كه به گمان من اين حالت با شناخت شما و انديشه هاي شما و صداقت و متانتي كه در شخصيت شما سراغ مي توان گرفت، درست تر و به ثواب تر است. اينكه شما نيز فريب اين بازي كثيف سياسي را خورديد. اينكه شما واقعا با نيت نجات و رهايي ايران از وضعيت دهشتناك موجود پا به صحنه گذاشته و پس از اين سكوت طولاني و كار فرهنگي، قصد داريد نقشي تعيين كننده در سرنوشت اين ملت استبداد زده بر عهده بگيريد. اينكه شما هم از اين تقلب و دگرگوني آرا بي اطلاع بوده و چه بسا كه هشدارهايي نيز داده بوديد. اينكه شما و حتي تمام دوستان اصلاح طلب شما در لحظه حساس غافلگير شده و در نهايت با تهديد اقتدارگرايان تن به اين بازي ذلت بار داده ايد. با حسن نيت بسيار زياد دلم مي خواهد تا اين حالت دوم رخ داده باشد، اما ماجرا هر كدام از اين دو روند باشد، اينك تنها شخص جنابعالي مي توانيد آن را ثابت كرده و از صداقت و پاكدامني خود دفاع نماييد.
آقاي موسوي با التماس و خواهش مي گويم براي نجات از وضعيت موجود تنها تصميم گيري هاي هوشيارانه شما كمك حال اين موج سبز طرفداران شما و راي دهندگان به شما خواهد بود. آقاي موسوي به عنوان يك ايراني كه به شما راي داده ام، درخواست و خواهش مي كنم، از آراي مردمي كه به شما اطمينان كرده و شما را با صداقت گفتار و كردارتان انتخاب كرده اند، حفاظت نمايد. اين ملت در برهه هاي مختلف تاريخي، خيانت هاي بسيار ديده اند، اما فراموش نكنيد زماني حامي شما امام خميني بودند كه در لحظات حساس تاريخي با شجاعت مثال زدني به حمايت مردم پرداختند در حاليكه بسياري از هم كيشان او سكوت اختيار كرده و يا تن به ذلت داده اند. آقاي موسوي در ابتداي نامه ام جمله اي از امام را آورده ام، حالا باز هم عاجزانه مي خواهم يكبار ديگر به بيان عميق امام توجه كنيد: نگذاريد اين انقلاب به دست نامحرمان بيافتد. آفاي موسوي به خوبي مي دانم كه هم اينك در زير چه تهديدها و فشارهايي قرار داريد، اما مگر نه اينكه در 15 خرداد 1342 امام در فشارها و تهديدهايي بدتر و جانفرساتر قرار داشته و همچنان شجاعانه از ملت ايران دفاع كردند. آقاي موسوي به خوبي مي دانيد، اما من بارديگر تاكيد مي كنم، اين مردم براي نجات از استبداد و ديكتاتوري سال هاي سال است كه هزينه مي دهند، زماني خون خود را، زماني مال و ناموس خود را و زماني راي خود را. اين روند امروز هم ادامه دارد و دانشجويان و روشنفكران جامعه كه افرادي آنها را بزغاله خطاب مي كنند، در صحنه حضور داشته، دارند و خواهند داشت؛ اگر شما آنها را به حال خود رها نكنيد و تن به سازش با اقتدارگرايان ندهيد.
به اميد پيروزي سبز

0 ديدگاه:
ارسال يک نظر